عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

246

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

رشح الحجر . چون آدم زفت و ممسك به سختى و اكراه اندك چيزى ببخشد آن را به تراويدن سنگ مانند كنند : « و الرّشح أدنى ما يكون من السّيال » . يعنى : تراويدن از سيل كمترين چيزى است كه امكان دارد ( و كارى آسان است ) . همچنين است « بضّ » . گويند : « فلان ما يبضّ حجره و لا يثمر شجره » يعنى : سنگ فلان نمىتراود و درختش بار نمىدهد . و عبد الملك ابن مروان را به جهت بخل و زفتى وى « رشح الحجارة » مىخواندند . رضاع الكأس . در باب استعارات اين تركيب را بسيار به كار برده‌اند . شاعرى گفته : و إنّ رضاع الكأس اعظم حرمة * و أوجب حقّا من رضاع لبان يعنى : حرمت هم پياله بودن بيش از حرمت هم شير بودن است و وجوب رعايت حق آن بيشتر از اين . و عصابة الجرجانى گفته : اقر السّلام على الامير و قل له * إنّ المنادمة الرّضاع الثانى يعنى : از ما به امير سلام برسان و به او بگو كه هم آشامى همشيرى دوم است . رضيعالبان - شريكا عنان . رطب بغداد - قشمش هراة . رغفان المعلّم . در نابرابرى و اختلاف بسيار ميان دو يا چند چيز به نان معلّم مثل زنند زيرا نانى كه كودكان براى معلم خود مىآورند بنا به ثروتمندى و نادارى ، يا بنا به بخشندگى يا بخل آنها ، ناهمسان‌اند . ابو الشمقمق گفته : خبز المعلّم و البقّال متّفق * و اللّون مختلف و الطّعم و الصّور يعنى : نان معلّم و بقال [ در اسم ] مانند هم است امّا رنگ و طعم و شكل آنها مختلف است . و يكى از سخنوران جماعتى را كه با هم يكسان نبودند چنين ياد مىكند : ابرهاى پراكندهء پاييزند و شتران صدقه و گرده‌هاى نان معلّم . رغيف الحولاء . عرب در شومى به نان حولاء مثل زند و گويد : « أشام من رغيف